آیا مدیر باید جهادی باشد؟

چه کسی گفته است که مدیر باید جهادی باشد؟ به قول یکی از بچه‌های دانشگاه: مدیریت جهادی برای افرادِ تنبل است؛ شب امتحانی هستند و شروع به دویدن و دواندن می‌کنند. خوب مثل آدم کار کنید.

گاهی اوقات افراد، مدیریت جهادی را بی‌نظمی و بی‌قانونی می‌دانند. آیا نمی‌شود [به‌صورت] عادی کار کرد، ولی همیشه کار کرد؟! یک جاهایی توصیف مدیریت جهادی را اشتباه گفتند؛ چرا که به دویدن‌های آدم نگاه کرده‌اند، مثل دلالت‌های مدیریت جهادی در ژاپن که در ژاپن، بیماری‌ای به نام کاروشی (پرکاری) هست.

مدیریت‌های عالم دو نوع هستند:

  • مدیرهایی که کارمند هستند؛ ۸ صبح می‌آیند، ۴ بعدازظهر می‌روند.
  • مدیرهایی که مؤثر هستند؛ موج ایجاد می‌کنند.

آيا می‌شود مدیر، غیر جهادی باشد و مؤثر باشد؟!

این‌هایی که تأثیر گذاشتند خیلی زحمت کشیدند. شیخ احمد یاسین را سحر زدند، مثل حاج قاسم. خیلی‌ها، خیلی شب بیداری کشیدند که حاج قاسم را بزنند؛ آن‌ها تهجد به سبک خودشان داشتند. دعوای ما سر مدیریت جهادی و غیر جهادی نیست. انسان‌های مؤثر باید مدیریتشان جهادی باشد. دعوا سر این فی سبیل الله هست که ما کجای ماجراییم و آیا برای خدا کار می‌کنیم؟!

آقا می‌گوید: اگر قبل انقلاب کسی پنج کتاب عقیدتی می‌خواند، جهد می‌شد، جهاد نمی‌شد؛ اگر برای مبارزه می‌خواند، جهاد می‌شد. جهد، به تعبیر علامه، به کار بردن نهایت طاقت و خرج کردن تمام ظرفیت است، ولی در مبارزه (در مقابل دشمن) معنا پیدا می‌کند و جهاد می‌شود. دشمن انواع دارد؛ از نفس بگیر تا دشمنی که علیه ما الآن دارد برنامه‌ریزی می‌کند.

فی سبیل الله بودن یعنی چه؟ مخلص بودن چگونه شکل می‌گیرد؟

شهید طهرانی مقدم به سردار حاجی‌زاده می‌گوید: خودت و تیمت قرار بگذارید که فقط برای خدا کار کنید و از عایدی این پروژه هیچ چشم‌داشتی نداشته باشید و همه‌اش را به حضرت زهرا سلام‌الله علیها تقدیم کنید.

[اینکه لشکر مخلص است] شاخص‌هایی دارد:

  • نماز شب
  • غرغر نمی‌کنند ولو اینکه بخشی از کار را قبول نداشته باشند. شهید زین‌الدین کارش گیر می‌کند، لذا بچه‌هایش را جمع می‌کند و می‌گوید: اگر تا قبل از این، نماز شب مستحب بود، الآن واجب است؛ چرا که کار سخت شده و در این موقع باید اخلاص‌ها تقویت شود.

اگر [کاری] فی سبیل الله باشد یک چیزهایی مثل اعتقاد به غیب (وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا[1]) معنا پیدا می‌کند. به قول حاج حسین یکتا: کسی که [این راه را] رفته می‌تواند توضیح دهد. ما که نمی‌فهمیم، پس به قول حاج قاسم: با یک شهید رفیق شوید و در آن شهید غور کنید.

این جاهدوا، به این راحتی تحقق نمی‌پذیرد. خدا امتحان می‌کند؛ باید اخلاص باشد، در مقابل دشمن باشد، کار سخت می‌شود، استقامت لازم است و… . به پیامبر می‌گفتند: مَتَى نَصْرُ اللَّه. پیامبر می‌فرمود: إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ[2]. یا مثلاً در این موقعیت بودند: إِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ[3]. آیه دیگر دارد: ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا[4]؛ این مهم است. في قُلوبِهِم مَرَضٌ[5]، مؤمنین هستند، آدم‌های عجیب و غریب نیستند؛ شک می‌کنند که آیا خدا می‌دهد؟ شک نکردن در این مسیر مهم است.

ما در این مسیر، سه گروه داریم:

  • قاعدین؛ تکلیفی بر آن‌ها نیست. برخی افراد، مدیریت جهادی را نمی‌فهمند. این‌ها جزء قاعدین هستند.
  • مجاهدین
  • متخلفین از جهاد؛ جزء فاسقین هستند.

تو بگیری بخوابی، دشمن کارش را می‌کند: مَنْ نَامَ لَمْ يُنَمْ عَنْهُ[6]. نکته‌اش این است که محکوم به شکست هستی؛ او با همه توانش کار می‌کند، ولی تو در خواب هستی.

چرا ما در حق خودمان گیج هستیم؟

جواب این است که یک‌جا را پیچانده‌ایم و خدا ما را می‌چرخاند؛ يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ[7]. راه اصلاحش، گریه و زاری است.

فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ… فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُيِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَةِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِيلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْيِيعِ الْجِهَادِ وَ سِيمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصَفَ…[8]؛ جهاد درى است از درهاى بهشت، كه خداوند آن را به روى اولياء خاصّ خود گشوده… هر كس آن را از باب بى‏اعتنايى ترك كند خداوند بر او جامه ذلت بپوشاند، و غرق بلا نمايد، و به ذلّت و خوارى و پستى گرفتار آيد، بر دلش پرده‏هاى بى‏عقلى زده شود، و در برابر ضايع كردن جهاد حق از او گرفته شود، و محكوم به ذلت و خوارى، و محروم از انصاف گردد… . عملاً در چرخ‌دنده‌های خدا می‌ماند و از بین می‌رود. بپیچونی فاسقی!

چه کار کنیم؟

۱) تکلیف آدم با خودش و نسبت کار جهادی به حوزه‌ای که در اختیار ماست معلوم شود. حسن باقری یک خبرنگار است، ولی وقتی وارد جنگ می‌شود ابزارهای جنگ را می‌گیرد، نقشه دارد، پرونده‌های فرماندهان عراقی جلوی رویش است و… .

الآن استادان ما آمریکا می‌روند و گزارشی از آخرین دستاوردهای آن‌جا را می‌آورند کأنه آمریکا مدینه فاضله است؛ درحالی‌که استادان باید بروند آمریکا و گزارش کار بیاورند و سربازان جنگ نرم را تجهیز کنند.

من به اندازه خودم باید جهادی عمل کنم. حاج حسین یکتا: آدم بی مأموریت در جمهوری اسلامی، آدم بی‌خاصیت است.

۲) محیط مهم است؛ محیطی که ایجاد می‌کنیم و جریانی که می‌سازیم مهم است. افرادی که در جبهه بودند، یا از قبل بار آمده بودند و محیط جنگ را ساختند، یا آمدند و در محیط جنگ بار آمدند.

حاج قاسم: ظرف جبهه، این بچه‌های جنگ را درست کرد (امثال یوسف‌الهی).

این ظرف چه ویژگی‌هایی دارد؟

  • جهادی است، نظامی نیست؛ چرا که بن‌بست نداریم.
  • اخلاق؛ دعوا و درگیری نداریم.
  • معنویت؛ فضا مثل حج، خدایی بود. حتی ریسک‌ها برای خدا بود. شهید حاج مهدی کازرونی، بالای خاکریز فلش ماشین روی صورت عراقی‌ها می‌زد و عراقی‌ها نمی‌توانستند او را بزنند.
  • عبودیت؛ فضای نیت‌ها برای خدا بود. حاج احمد متوسلیان با شهید محسن وزوایی دعوا می‌کند. این دعوا نیست؛ چرا که به راحتی با هم کنار آمدند.
  • ولایت؛ بچه‌های ما، امام را ندیده بودند، نهایتاً در تلویزیون دیده بودند، اما برای حرف امام جان می‌دادند. سلسله مراتب چون به امام می‌رسید ولو این‌که حرف، اشتباه بود ولی می‌پذیرفتند.

معنویت‌زایی می‌شد، توسعه دانش و اندیشه صورت می‌گرفت، آدم‌ها محکم می‌شدند.نتیجتاً این‌ها در هر نقطه‌ای می‌توانستند کار کنند.

[1] . وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسِنينَ (۶۹/ عنکبوت)

[2]. أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَ نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ (۲۱۴/ بقره)

[3]. إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا (۱۰/ احزاب)

[4]. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (۱۵/ حجرات)

[5]. في قُلوبِهِم مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذابٌ أَليمٌ بِما كانوا يَكذِبونَ (۱۰/ بقره)

[6]. نامه ۶۲ نهج‌البلاغه

[7]. قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ (۲۶/ مائده)

[8]. خطبه ۲۷ نهج‌البلاغه

0
مایل به شنیدن نظرات هستیمx
()
x