دکتر محمدرضا عطاردی

عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

انتخابات و آینده فضای مجازی حکمرانی کشور

سؤال: خیلی ممنون می‌شویم که در ابتدا از چیستی و اهمیت حکمرانی فضای مجازی برای‌مان بفرمائید؟ و در ادامه از ارتباط این موضوع با انتخابات کشورمان بفرمائید…

اگر به‌عنوان مقدمه بحث نیاز به توضیح دلایل اهمیت فضای مجازی باشم شاید تمام وقت‌مان را به خود اختصاص بدهد اما به نظرم همین صحبت از حضرت آقا کافی است که فرموده‌اند: “اگر من امروز رهبر انقلاب نبودم، رئیس فضای مجازی کشور می‌شدم!”  یعنی اگر خودم می‌خواستم جایی را انتخاب کنم حتماً مدیریت فضای مجازی را انتخاب می‌کردم. این حرف به خوبی اهمیت کار فضای مجازی را برای مخاطب نشان می‌دهد. دلیلش هم واضح است، فضای مجازی در حال حرکت به سمتی است که نه تنها جمهوریت و اسلامیت، بلکه آینده انقلاب را تحت شعاع خود قرار می‌دهد و ما باید در این‌باره فکری کنیم. بنده این فکر کردن در این‌باره را در قالب مفهوم «حکمرانی فضای مجازی» چاره‌ساز می‌دانم.

حکمرانی فضای مجازی چیست؟ این مفهوم به معنای استفاده از ظرفیت‌های بازیگرانی است که در عرصه فضای مجازی کشور فعال هستند. قبلاً ما می‌گفتیم اعمال حاکمیتِ حکومت‌ها و دولت‌ها بر فضای مجازی اما الآن دیگر می‌گوییم که حکمرانی فضای مجازی صرفاً کار دولت نیست. درست است که قاعده‌گذاری و اعمال حاکمیت بر فضای مجازی بر یک دولت فرض است اما با این نگرش که دولت بر کل فضای مجازی احاطه ندارد. در حال حاضر دولت یکی از بازیگران اصلی در حکمرانی فضای مجازی است. بازیگری که در کنار او دیگر بازیگران قدرتمندی ایفای نقش می‌کنند. شاید مهمترین بازیگران عرصه فضای مجازی شرکت‌هایی هستند که در این فضا به ارائه خدمت (از زیرساخت گرفته تا محتوا) مشغول هستند. به‌عنوان نمونه مجموعه هلدینگ صبا ایده را ملاحظه بفرمایید:  آپارات، فیلیمو و سینما تیکت تنها بخشی از زیرمجموعه‌های آن هستند. فقط آپارات و فیلیمو برای به چالش کشاندن صداوسیما کافی است. این دو مجموعه با تعداد کمتر از هزار نفر اما تراکنش‌های مالی چند صد میلیارد تومانی دارند و در عرصه تولید محتوای مجازی نقش آفرینی جدی را دنبال می‌کنند.

غیر از شرکت‌ها، بازیگران اصلی دیگری را هم می‌توان نام برد. به عنوان مثال، سلبریتی‌ها را در نظر بگیرید: یکی از خانم‌های بازیگرِ ایرانی در صفحه شخصی خود چهارده میلیون دنبال‌کننده و دیگر بازیگر آقا حدود یازده میلیون نفر دنبال‌کننده دارند. و این درحال است که پر تیراژترین روزنامه کشور روزانه کمتر از صدهزار نسخه تیراژ دارد و کل روزنامه های کشور در روز کمتر از 500 تا 600 هزار نسخه منتشر می‌کنند. قدرت را می بینید؟! سوال اینجاست که چطور برای انتشار یک روزنامه با این حجم از تیراژ باید هفت خوان رستم را پیمود اما یک سلبریتی بدون هیچ محدودیتی ده‌ها برابر مخاطب را جذب و هر آنچه که دلش می‌خواهد با آنها به اشتراک می‌گذارد. و جالب اینکه خود این سلبریتی نیز از این به بعد یکی از بازیگران اصلی حکمرانی فضای مجازی است و باید برای او نیز نقش مناسبی تعریف کرد.

حال به تعریف حکمرانی فضای مجازی برگردیم: از نظر بنده حکمرانی فضای مجازی در ایران یعنی علم و هنرِ طراحیِ یک زمین بازی در عرصه فضای مجازی که همه بازیگران اصلی نقش مناسبی را ایفا کنند و سرجمع این نقش‌ها اراده انقلاب اسلامی را به کرسی بنشاند.

این را هم عرض کنم که برخی‌ها فکر می‌کنند در حال حاضر با تعدد و تکثر بالای تعداد بازیگران در این حوزه روبرو هستیم. در صورتی که بررسی ما در عرصه فضای مجازی آمریکا نشان داد در بخش شرکت‌ها، تمام شرکت‌های اثرگذار در فضای مجازی با یک، دو یا سه واسطه در نهایت امر به ۴ یا ۵ شرکت بزرگ (مانند اپل، آلفابت و…) ختم می‌شود. با این حساب که تنوع و تکثر زیادی را شاهدیم اما این شرکت‌های اصلی هستند که در تصمیم‌گیری‌ها مؤثرند. پس تکثر بازیگران داریم اما نه به آن شدتی که برخی افراد در ذهن‌شان است. شاید قبلاً دولت‌ها و حکومت‌ها نقش اصلی را ایفا می‌کرده‌اند اما در حال حاضر این شرکت‌های بزرگ در حال اثرگذاری بر فضای مجازی هستند.

حکمرانی فضای مجازی یعنی مشارکت‌پذیر بودن مقوله حکمرانی در فضای مجازی یعنی اینکه ما از ظرفیت فضای مجازی در راستای اهداف عالیه خودمان استفاده کنیم و تلاش کنیم تهدیدهایی که فضای مجازی برای انقلاب به وجود می‌آورد را تعدیل کنیم.[البته که متأسفانه نمی‌توانیم به طور کامل آنها را از بین ببریم]. اگر دقت کرده باشید تا اینجا من نگفتم جمهوری اسلامی؛ بلکه گفتم انقلاب اسلامی. دلیل آن هم واضح است: عرصه فضای مجازی بر می‌گردد به کلیت حاکمیت که این برای ما، در سطح انقلاب اسلامی است. وقتی چنین بنگریم، حکمرانی هم باید در سطح کلان نگریسته شود. دیگر نمی‌توان به عنوان موضوعی در زیرمجموعه‌ای مثل وزارت ICT یا حتی ریاست جمهوری تعریف کنیم. چرا؟ به دلیل اینکه مقوله حکمرانی فضای مجازی از لحاظ ساختاری یک مقوله کلان و در سطح حاکمیت و انقلاب اسلامی است نه جمهوری اسلامی.

اگر این چنین است (که هست) پس چه ارتباطی بین انتخابات و حکمرانی فضای مجازی برقرار است؟ به چه دلیل، چند سالی است  در انتخابات ریاست جمهوری یکی از موضوعات جدی که مطرح و بحث می‌شود و سعی می‌شود که مبتنی بر آن آرای مردم را به سمت خود جلب و جمع کنند مباحث فضای مجازی است. انگ‌زدن و برچسب‌زدن که اگر رقیب من بیاید فیلتر می‌کند، محدود می‌کند، دیوار می‌کشد و… و اگر ما بیاییم چنان می‌کنیم…

اتفاقاً معضلی که در حال حاضر با آن روبرو هستیم این است که فضای مجازی در منازعات سیاسی دون‌پایه و شب انتخاباتی تنزل پیدا کرده و از فضای مجازی به عنوان ابزاری برای جمع آوری آراء استفاده می‌شود. متأسفانه اعمال حاکمیت و تلاش برای تعدیل تهدیدها و استفاده از فرصت‌ها به محاق رفته است و چنان فضای آلوده‌ای ایجاد شده است که به درستی آقای روحانی مطرح می‌کنند کسی در این دوره از انتخابات جرأت ندارد حرفی از فیلترینگ را به میان آورد. مگر فیلترینگ ذاتاً بد است؟ فیلترینگ ابزار است. ابزار که خوب و بد ندارد؟ ذات ابزارگونه آن همانند چاقو می‌ماند که هم می‌تواند باعث نجات آدمی از مرگ حتمی به واسطه عمل جراحی شود و هم باعث مرگ یک فرد در یک منازعه. وقتی شما فضا را به سمتی ببرید که یک پزشک جرأت نکند دست به چاقو بشود و از آن برای نجات افراد استفاده کند این یعنی مرگ تعداد بیشتری از آدم‌ها در عدم استفاده از ابزار.

باید برخی از موضوعات را در کشور برای یک بار هم که شده به طور کلی در سطح حاکمیت جمع‌بندی کنیم و حتی این موضوعات در تشخیص صلاحیت افراد هم تاثیر گذار باشد ما الان یک موضوع داریم تحت عنوان اصل مترقی ولایت فقیه کسی اگر پایبند به این اصل نباشد قاعدتاً رد صلاحیت خواهد شد. باید در کنار این اصل موضوعات و اصول دیگری هم داشته باشیم که اگر کسی به آنها اعتقادی ندارد رد صلاحیت بشود. منتهی مسئله این است که هنوز برای خودمان این جمع بندی وجود ندارد یعنی ما خودمون هم نمی دانیم حکمرانی فضای مجازی که داریم درباره‌اش صحبت می‌کنیم مباحث اصلی و پایه‌ای‌ آن چیست؟ روی کجاها نباید منازعه شکل بگیرد؟ روی کجاها نباید خدشه وارد شود؟ کجاها قابلیت مذاکره و بحث تبلیغ سیاسی دارند؟ این‌ها را باید ابتدا مشخص کنیم و بعد از آن دیگر نامزدها و افرادی که ورود پیدا می‌کنند به مباحث سیاسی خودشان و جلب آراء بلامانع است، می‌توانند در آن سطح صحبت کنند.

یک تصور غلط را هم همینجا مطرح کنم و به آن پاسخ بدهم: برخی تصور می‌کنند در دیگر کشورها (به‌خصوص کشورهای توسعه‌یافته)، فضای مجازی یک فضای کاملاً آزاد است و افراد هستند که بر آن احاطه دارند و تشخیص می دهند که چه مقداری از این فضا قابل استفاده است و چه مقدار قابل استفاده نیست. من سوال می‌پرسم در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا جناب ترامپ دو سه تا کلمه گفت که خدشه بر امنیت ملی آمریکا بود، چطور شد که همزمان توئیتر، اینستاگرام، تلگرام و یوتیوب و حتی برخی شبکه های اجتماعی غیر امریکایی که در امریکا فعالیت دارند در یک روز و کاملاً هماهنگ اکانت جناب ترامپ را حذف کردند و هنوز هم ایشان تحریم است؟ برخی از آنها مثل توئیتر اعلام کرده است تا پنج سال آینده هم اجازه فعالیت به ترامپ در توئیتر نمی‌دهند آیا این به معنای این هست که اینها تک به تک به این نتیجه رسیدند؟ آیا این ها ته دل‌شان به عنوان یک شرکت، علاقه‌مندند کسی را با ۱۰۰ میلیون فالوور حذف کنند؟ آیا این عقلانی نیست؟ اتفاقاً وقتی کسی می‌آید و شور ایجاد می‌کند و مخالف حاکمیت صحبت می‌کند و حاکمیت را به چالش می‌کشد این شبکه بیشتر و پرطرفدارتر می‌شود. دلیلش چیست؟ یک کلام: خیلی ساده‌انگاری است اگر فکر کنیم در کشوری مانند آمریکا اعمال حاکمیت بر فضای مجازی یله و رهاست. این طور نیست که هر کس هر کاری دلش می‌خواهد بکند؛ حتی فردی که ۴ سال رئیس جمهور یک کشوری مثل آمریکا است و دارای تمام اختیارات هم هست اما وقتی احساس بشود که از خطوط قرمز عبور کرده است فیلتر می‌شود و این که عرض کردم فیلتر ابزار است را همان‌ها هم قبول دارند و اعمال می‌کنند. چطور ما این چاقویی که ارتباط ترامپ را با کل فضای مجازی قطع کرد را نمی‌بینیم و ادعا می‌کنیم افراد خیلی آزاد دارند صحبت می‌کنند. خیر؛ استفاده به موقع از این ابزار مبتنی بر خطوط راهنمایی که قبلاً ترسیم شده می‌تواند به ما کمک‌کند که تهدیدها را تعدیل و از فرصت ها به نحو احسن استفاده کنیم.

مثال‌های متعددی در ذهن دارم. نمونه دیگر کشور چین است. با توجه به فرهنگ سیاسی خودش، توانایی مدیریت بر فضا مجازی را برای خود ایجاد کرده است. در چین کل شبکه‌های اجتماعی غیر چینی و حتی گوگل فیلتر است اما به جای آن نیازهای ارتباطاتی مردم را برآورده می‌کند. وی‌چت [که شبیه همین تلگرام هست] یک میلیارد نفر در چین و سایر کشورها استفاده کننده دارد. وی‌چت از نظر بصری بسیار ساده و پیش پا افتاده است اما مسئله این است که بیش از ۱۲۰ خدمت الکترونیکی به مردم چین ارائه می‌کند و مردم هم از آن خیلی راضی هستند پس نیاز چندانی به ورود به واتساپ و تلگرام ندارند.

یا در اروپا شاهد تصویب قانونی هستیم به نام قانون حفاظت از داده های عمومی [1](در سال ۲۰۱۶ تصویب و در سال ۲۰۱۸ اجرا شد. دوسال تنفس اعلام کرد تا شرکت‌ها خودشان را به‌روز کنند). سال ۲۰۱۸ این قانون عملیاتی شد و چون در یکی از بندهای این قانون آمده که هر مجموعه مثل گوگل یا تلگرام یا واتساپ قراره که در اروپا فعالیت کند باید سرورهایش داخل اروپا باشد. جالبه بدونید که سال ۲۰۱۸ به محض اینکه این قانون عملیاتی شد در همان اوایل اجرا گوگل به خاطر این که از این قانون تخطی داشت حدود 5/1 میلیارد یورو!! جریمه شد و مجبور شد که این جریمه را پرداخت کند و الآن هم خیلی مراقب است که اطلاعات مردم اروپا از اروپا خارج نشود. این‌ها بحث‌هایی است که ما هنوز هیچ فکری در ایران برایش نکرده‌ایم.

سوال: به نظر شما چرا ما در انتخابات شاهد برخی بی‌اخلاقی‌ها در فضای مجازی هستیم؟ و چکار می‌توانیم انجام بدهیم که نامزد‌های انتخاباتی اخلاق انتخاباتی را رعایت کنند؟

ببیند اخلاق یک سری کد[2] و قواعد است که افراد می‌پذیرند براساس آن کدها و در آن قواعد حرکت کنند. به‌نظر بنده این موضوع  برمی‌گردد به سطح تربیتی جامعه و یادگیری و آموزش‌ها و تعالیمی که مردم باید در آن جامعه ببینند. وقتی دانش‌آموزان‌مان ۱۲ سال در آموزش و پرورش به جای اینکه زندگی‌کردن یاد بگیرند؛ فرمول و محاسبات یاد می‌گیرند، به جای اینکه برای زندگی اجتماعی تربیت بشوند رقابت کردن و همیشه دستِ برتر داشتن را تمرین می کنند (در کنکور بتواند رتبه خوبی بیاورد، در المپیاد بتواند رتبه بیاورد، بتواند پزشک یا مهندس بشود…) قاعدتاً این‌ها این حس و این روحیه؛ خودش بی‌اخلاقی تولید می‌کند و چون می‌خواهد رقابت بکند و چون می‌خواهد برتر باشد می‌خواهد خودش را همه جا از جمله در انتخابات نشان دهد. بنابراین به نظر میرسد ما باید برگردیم و آن اصل را درست بکنیم. تعلیم و تربیت و مدرسه را دریابیم. باید به بچه‌هایمان زیست درست در فضای مجازی را یاد بدهیم. مهارت لازم برای این زیست را سواد فضای مجازی می‌نامم. این سواد به معنای کمک دادن و توانمند کردن افراد است تا در فضای مجازی کمتر آسیب ببینند. اینکه یک نفر میتواند در فضای مجازی یک پیامی را بدهد و بگوید شما برنده ۵۰ میلیون تومان شده‌اید؛ مشخصات کارت‌تان را بدهید تا پول را واریز کنم و آن فرد هم شماره کارت و رمز و همه چیز را می‌دهد یعنی بی‌سواد است. این فرد ممکن است دکتری داشته باشد ولی از نظر ما بی‌سواد است. تا وقتی که این نظام طراحی و اجرا نشود، آثارش را در انتخابات و بی‌اخلاقی‌های انتخابات هم می‌بینید و در جای دیگر هم می‌بینید. انتخابات به اصطلاح سر ریز موضوعات جامعه شما است که این‌طوری می‌شود و در هر کشوری هم همین‌گونه است. وقتی که بی‌اخلاقی در کشوری تولید می‌شود، وقتی ناامنی ذهنی ایجاد می‌شود، وقتی هر چیزی سر جای خودش نیست. شما در انتخابات هم تبلورش را خواهید دید.

[1] General Data Protection Regulation (GDPR)

[2] code

یادداشت‌های مرتبط

1
0
مایل به شنیدن نظرات هستیمx
()
x