دکتر میثم لطیفی

رئیس دانشکده معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

مدیریت جهادی به سمت پاستور

  • توضیحات مختصری نسبت به مفهوم مدیریت جهادی

أَجَعَلْتُمْ سِقَایَةَ الْحَآجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْأَخِرِ وَجَهَدَ فِى سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَایَهْدِى الْقَوْمَ الظَّلِمِینَ

ترجمه : آیا آبرسانى به حاجیان و تعمیر مسجدالحرام را همانند (عملِ) کسى قرار داده‌اید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟ این دو نزد خداوند یکسان نیست و خداوند گروه ستمگر را هدایت نمى‏‌کند.

در روایات متعددی داریم که در ایام حج و یوم الترویه، اگر کسی آب به حجاج بدهد، چقدر ثواب دارد. این آیه می‌فرماید که شما آب دادن به حجاج و تعمیر مسجد الحرام را با جهاد در راه خدا مساوی و برابر قرار می‌دهید؟ و در ادامه می‌فرماید که در نزد خدا مساوی نیست. حالا این آیه چه ارتباطی با موضوع جلسه‌ی ما دارد؟

بعضی مدیریت ها و کارها مطلوب و مورد تأیید و بعضی کارها نامطلوب و غیرقابل قبول هستند، ما در مدیریت اسلامی اساساً کاری به کارهای حرام و غیرصواب و منکر نداریم ولی در کارهای خوب و معروف و مطلوب شاهد یک درجه‌بندی‌ و طیف هستیم. کارهای معروف و خوب، خیلی هستند؛ یکی از آنها روایتی از پیامبراکرم (ص) هست که می‌فرمایند: «الكادُّ لعيالهِ كالمجاهد فى سبيل الله»کار برای عیال مانند مجاهدت فی‌سبیل‌الله است؛ دقت بفرمایید خود مجاهدت فی‌سبیل‌الله نیست بلکه شبیه مجاهدت فی‌سبیل‌الله هست ولی در هر صورت کار مطلوبی است. در جایی دیگر البته می‌فرماید جهاد المراة حسن التبعل. آنجا نمی‌فرماید مثل و مانند؛ می‌فرماید خود جهاد است.

البته جهاد متفاوت از حرب هست. لذا ما یک مدیریت جنگی و یک مدیریت جهادی داریم و این دو را باید با هم متفاوت بدانیم. مدیریت جهادی یعنی مبارزه، یعنی وارد شدن در کارهای بسیار بزرگی که هرکسی سراغ آن‌ها نمی‌رود. پس جهاد یک کار پرمشقت هست و از این جهت که در باب مفاعله است همیشه در مقابل دشمن معنا پیدا می‌کند. بدین ترتیب مدیریت جهادی یعنی مدیریت صحنه‌های مبارزه جدی در مقابل دشمن.

حالا شاید سوال کنید نسبت مدیریت اسلامی با مدیریت جهادی چیست؟ جواب اینکه نسبت این دو عموم و خصوص مطلق است، یعنی مدیریت اسلامی عام است و مدیریت جهادی جزء آن است. آن آیه‌ای که در ابتدا عرض کردم ناظر بر همین است مقام مجاهدان بالاتر از کسی است که حتی به حجاج آب می‌دهد، مسجد الحرام را تعمیر می‌کند، این خیلی مهم است که بدانیم هر کار خوبی در چارچوب مدیریت اسلامی، کار جهادی نیست. مثلاً مدیریت یک کارخانه که نیاز معمول کشور را برطرف می‌کند می‌تواند مدیریت اسلامی باشد ولی مدیریت جهادی در خط جبهه قرار دارد، اگر کسی رفت دنبال کارهای نشدنی، دنبال کارهای بزرگ، مثلاً در حوزه دانش بنیان، مثلا در حوزه سلول‌های بنیادین، مثلاً در حوزه اثرگذاری حکمرانی در منطقه و… این کار می‌شود مدیریت جهادی. ما در اینجا با توجه به تعریف نیازمند شاخص هستیم که این مرز را بشناسیم و الا هر کار اسلامی را می‌خواهیم جهادی جا بزنیم و بگوییم کار ما مدیریت جهادی است.

یکی از نشانه‌ها و شاخص‌ها این است که فشارهای روی مدیر و مدیریت جهادی فقط فشارهای ناشی از کار نیست بلکه این فشارها گاهی اوقات فشارهای دوستان و به اصطلاح، دلسوزان است، زخم‌زبان و مسخره‌کردن و سنگ اندازی‌های اداری است. داستان کشتی سازی حضرت نوح (ع) و دعوت پیامبران همه در این قالب است. أشهد أنک جاهدت فی الله حق جهاده. پس مدیریت جهادی کار در عرصه‌های سخت و به تعبیری در میدان، خط‌شکن است و چون در خط قرار دارد، به نیروهایش دستور بیایید می‌دهد و به آنها فرمان برو نمی‌دهد و لذا باید روی خودش از قبل کار کرده باشد و دارای تقوا، چابکی، شجاعت، گوش به فرمان بودن، سرزنده بودن و… باشد. یک مدیریت جهادی به دلیل اینکه در میدان دشمن را می‌بینید، کاری که باید در یک روز انجام بدهد، در پنج ساعت تکمیل می‌کند؛ یکی از فرمانده‌های دوران دفاع مقدس برای بنده تعریف می‌کرد که اگر نیرویی خط‌شکن باشد، نهایتاً بتواند یک ساعت خوی بجنگد. مدیر جهادی کسی است که این نحو از مدیریت را دارد.

مدیر جهادی نیاز به بصیرت دارد و باید پشت سر ولی خدا باشد؛ اگر همراه ولی خدا نباشد، خودسر می‌شود و آن‌وقت افرادی مثل خوارج و داعش را پدید می‌آورد. چون اینها هم اهل مبارزه و تلاش در دشمن بودند. اول هم دشمن را خوب شناختند اما ولی‌خدا را جدی نگرفتند. گفتند او می‌فهمد ما هم می‌فهیم. اهل کار تشکیلاتی با امام نبودند. در انقلاب ما هم همین اتفاقات افتاد. از آقای بنی صدر تا منتظری و تا همین زاویه‌دارهای امروزی.

با توجه به موضوع، کسی می‌تواند با مدیریت جهادی به سوی پاستور برود که از قبل کار جهادی‌اش را شروع کرده باشد و اگر کسی از قبل خودش را آماده‌ی کارهای جهادی نکرده باشد و عمل نکرده باشد، وقتی در این مسئولیت ها قرار می‌گیرد، خرابکاری‌هایش بیشتر می‌شود.

  • مؤلفه‌های رئیس‌جمهور جهادی

رئیس‌جمهور یک‌سری شرایطی دارد که معیارهای عمومی هستند و در قانون اساسی هم آمده اما یک شرایطی ناظر به مدیریت جهادی بودن اوست. اینها در قانون اساسی تصریح نشده است ولی امروز انسان احساس می‌کند به این‌ها نیاز جدی داریم.

دشمن شناسی: رئیس‌جمهور باید با دوست و دشمن مرز داشته باشد. نه دوست را بی‌جهت دشمن کند و نه دشمن را پوستین گوسفند بپوشاند. در صوتی که از آقای ظریف پخش شد، دردناک‌ترین قسمت آن پنج، شش دقیقه‌ی آخر آن بود که گفته بودند:«من احساس می‌کنم که ما با آمریکا دشمنی نداریم؛ ما با آمریکا شاید در جایی اختلاف و حتی منازعه داشته باشیم ولی دشمنی نداریم.» این خیلی بد است که کسی در منظومه‌ی فکری‌اش، دشمن نداشته باشد؛ ثمره‌ی این نگاه می‌شود که همه‌ی فرصت‌ها را در مذاکره با آمریکا می‌بینید.

دشمن شناسی یعنی اولاً قائل به وجود دشمن باشید؛ ثانیاً تحرکات آنها را شناسی کنید و در گام بعدی اقدامات مناسب برای مقابله با آن را اتخاذ کنید. امیرالمومنین(علیه السلام) می‌فرمایند: «مَن نامَ لَم یُنَم عَنهُ» این عبارت مولا(علیه السلام) گواهی بر این است که باید در مقابله با دشمن آگاه باشیم و ذره‌ای کوتاه نیاییم.

زمان‌شناسی: مدیر جهادی کسی است که بر اساس نیاز کشور و جامعه حرکت می‌کند و به تعبیری اهل سداد است؛ یعنی نگاهی به جامعه می‌کند و جای خالی را پر می‌کند. در مقاله‌ای در نشریه مدیریت جهادی این موضوع را مفصل توضیح داده‌ام. سداد تعبیر امیرالمومنین (علیه السلام) است برای کسانی که می‌خواهند او را کمک کنند. حضرت می‌فرمایند: وَلکِن اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ. یعنی بروید میدان را ببینید، زمانه را بشناسید، ظرفیت‌ها را احصا کنید و بر اساس آن جای خالی را پرکنید. مثلاً حضرت آقا در اوایل دانشجویی ما بحث جهاد علمی را مطرح کردند. چون برای کشور خللی را ایجاد کرده بود و در بیست سال آینده برای کشور مشکل ایجاد خواهد کرد. به تعبیر دیگر می‌فهمد که مسئله‌ی اصلی کشور ربنای شجریان نیست، پیام حجاب برای بانوان نیست.

مردم‌شناسی: امت شهید پرور پای این انقلاب ایستاده‌اند ولی باید به این نکته هم توجه کرد که هرکسی تا یک جایی پای انقلاب می‌ایستد؛ در جنگ از سی‌وشش میلیون نفر فقط یک میلیون درگیر جنگ بوده‌اند ولی نودوهشت درصد به جمهوری اسلامی آری می‌گویند. پس عموم مردم دلشان با انقلاب هست ولی یک تعدادی اهل عمل هم هستند. پس اگر مردم مقداری کناره گرفته‌اند و به تعبیر مدیریتی، سکوت ملی اتخاذ کرده‌اند، به خاطر این است که از مسئولین بی صداقتی دیده و مسئولین به مردم میدان نداده‌اند و دشمن تبلیغات کرده است وگرنه این مردم ارزشمند هستند.

ولایت‌شناسی: مدیر جهادی اگر بخواهد سرعت اش را کنترل کند، نیازمند یک رهبر جهادی است تا سرعت ها را تنظیم کند و ما اعتقادمان این است که رهبر جهادی این میدان، حضرت آقاست. در دوران آقای احمدی‌نژاد، در ابتدا، شما شاهد کارهای جهادی بودید ولی در یک مرحله‌ای، عدم اطاعت از رهبری باعث شد که در اواخر دوران ریاست جمهوری، این مدیر جهادی تبدیل به یک مدیر ضد جهادی بشود. مثلاً حضرت آقا می‌فرمودند که ما باید بیداری اسلامی داشته باشیم و به کمک دیگر کشورها برویم ولی ایشان می‌گفتند که ما باید بیداری انسانی داشته باشیم و یک کشور بیداری اسلامی داشته است و آن هم سوریه است که در آن داعش بوجود آمده است. لذا هیچ موقع بیداری اسلامی نگفتند.

اگر بخواهیم به ویژگی‌های دیگری از رئیس‌جمهور جهادی بپردازیم، می‌توانیم به پرتلاش بودن، با تدبیر بودن، روحیه کار جمعی داشتن، راه‌های میانبر را بلد بودن و… اشاره کنیم. بلد بودن راه‌های میانبر به این دلیل است که در ساختارهای بروکراتیک اداری نمی‌شود کار را جلو برد. مثلاً یکی از نامزدها در مناظرات گفت که این برنامه‌هایی که دیگر نامزدها می‌گویند، قابلیت اجرایی ندارد و نمی‌توانند برنامه‌هایشان را اجرایی کند؛ اتفاقاً این فرد راست می‌گوید چون با رویکرد کلاسیک و با ابزار‌های موجود نگاه می‌کند و قرار نیست ظرفیت‌های جدید پای انقلاب بیاید.

سطوح مدیریت و کارهای جهادی متفاوت است و ما باید در یک سطح نمانیم. بلکه تلاش کنیم همه آنها را به سرعت در جامعه ایجاد کنیم. حداقل چهار سطح می‌توان برای این موضوع در نظر گرفت.

  • فرد جهادی: کسی که روحیه فعالی دارد و به تعبیری در برابر مشکلات آرام و قرار ندارد و هر جایی باشد به دنبال حل مشکلات و مسائل آن منطقه هست.
  • کار جهادی: اگر افراد دور هم جمع بشوند و در موضوعاتی یک سری کارهایی را انجام می‌دهند و این کارها به صورت همیشگی نیست و در مواقعی این کار رشد پیدا می‌کند. مثلاً در ایام محرمی کارهای جهادی انجام می‌دهند و محدود به دهه‌ی محرم است. کار جهادی غیر از مدیریت جهادی است و این فرد یک کار جهادی انجام داده است ولی بقیه‌ی زندگی‌اش به صورت معمولی است. ما نیازمند مدیریت جهادی هستیم.
  • فرهنگ جهادی: گاهی اوقات وارد یک جمعی می‌شویم و آنها برای خود یک ذکری دارند؛ یک روحیه‌ای دارند؛ اهل قناعت هستند و… یعنی در یک سازمان و مجموعه‌ای دارای یک فرهنگی شده‌اند. مثلاً در مناظرات می‌بینیم که خیلی مردم را دارند پولکی می‌کنند و بعداً برای مسائل دیگر مانند فرهنگ ما شاید دچار مشکل بشویم؛ شما فکر نکنید که شرایط اقتصادی دوران جنگ از الآن بهتر بوده است؛ مردم با حداقلیات زندگی خودشان را می‌گذراندند، چون فکرشان درگیر مسائل مادی نبود و یا در روستاها برق نبود و مردم شاید در شب دوساعت برق داشتند. مردم با خودشان فکر می‌کردند که اگر من این امکانات را ندارم در جنگ جوان مردم ایستاده است و همین مردم اگر شهیدی می‌آمد، استقبال زیادی می‌کردند. پس ما نیازمند یک فرهنگ جهادی هم هستیم.
  • سازمان جهادی: مجموعه‌ی فرد جهادی، کار جهادی و فرهنگ جهادی وقتی در یک سازمان قرار بگیرند، شکل‌دهنده‌ی یک مجموعه جهادی خواهند بود. شاید یک افرادی باشند که روحیه جهادی داشته باشند ولی سازمان نمی‌گذارد کار جهادی انجام بدهند و در مقابل یک سازمانی هست که نهاد آن جهادی است. لذا من یک مثالی می‌زنم و شاید برای افراد سنگین باشد؛ کار آقای قالیباف از جهاتی از کار سردار سلیمانی سخت‌تر است. چون آقای قالیباف در شهرداری‌ فعالیت می‌کند که صدر تا ذیل‌اش فسادزا است.

اگر ما این روحیه‌ها را ایجاد نکنیم، تبدیل به کشوری خواهیم شد که به دنبال کمترین تنش‌هاست و می‌خواهد از روی مسائل فقط عبور کند.

  • محوریت و وحدت بین اجزای یک سازمان جهادی

به نحو کلی دو چیز افراد یک سازمان را می‌تواند دور خودش جمع بکند؛ یکی محبت که در اصطلاح دینی به آن ولاء گفته می‌شود و دیگری خوف و ترس است. ما چرا شب عید به خانه‌ی پدر و مادرمان می‌رویم؟ چون نسبت به هم محبت داریم. یکی از کارهای ولی، ایجاد محبت است. در اینجا باید به دو کلمه تبعیت و اطاعت توجه کنیم؛ تبعیت یعنی پیروی کردن و گاهی اوقات جبری هم هست ولی اطاعت یعنی قبول قضیه‌ای از روی محبت و علاقه. ما باید در جامعه اطاعت از ولی را گسترش بدهیم و به تبعیت به عنوان یک امر بروکراتیک قانونمند بسنده نکنیم. در نظامات غربی برای ایجاد انسجام، یک دشمن فرضی ایجاد می‌کنند و مردم را دور خودشان جمع می‌کنند. مثلا بعد از جنگ جهانی دوم، در جنگ سرد، آمریکا یک لولویی از شوروی با جنگ ستارگان ایجاد و فضای رسانه‌ای خود را پر کرد. معاویه چگونه مردم را دور خودش جمع کرد؟ با ترس از سپاه صفین و اگر اینها وارد شهر بشوند، دست به غارت می‌زنند. پس مکانیسم جبهه ی باطل برای جمع کردن مردم، ترس و استضعاف است. در داستان فرعون مردم را مستضعف کرد و اولین قدم، استضعاف فکری است که شما نمی‌توانید کاری انجام بدهید؛ فَقالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلي؛ شما باید از من بترسید. اما در نظام ولایی کلمه‌ی لا اله الا الله است؛ یعنی شما باید فقط از خدا بترسید و از هیچ بنده‌ای نترسید. پس همان طور که در کتاب جاذبه و دافعه علی از شهید مطهری خوانده‌ایم، مردم با مغناطیس حضرت علی(علیه السلام) دور آن جمع می‌شوند. در نظام اسلامی محوریت انسجام مردم، محبت است. البته این به این معنا نیست که ما در جامعه ترس نداریم بلکه در جامعه تبشیر مقدم بر انذار است و البته اگر جامعه ای دچار انحرافات شدید شد، این قاعده بر عکس است و جامعه کفر را تهدید به عذاب و با عذاب مردم را جمع می‌کند.

متأسفانه برخی اوقات ما مردم را می‌خواهیم جمع و دعوت به رأی‌دادن کنیم، شاهد آن هستیم که مردم را می‌ترسانند که اگر رأی ندهید با شما چه کار خواهیم کرد و یا در برخی جاهای مناظرات ما شاهد آن بودیم که بحث به سمت ترس، ناامیدی و.. رفت.

  • ملزومات اجرای مدیریت جهادی و فرهنگ جهادی

مهم‌ترین پیش‌نیاز برای اجرای فرهنگ جهادی، فرد جهادی است. مثلاً مقام معظم رهبری یک روحیه‌ی تلاش فراوان دارند و پیگیر کار مردم هستند. این نگاه باید ختم به تعبیر امام علی(علیه السلام) بشود که می‌فرمایند: «جامعه اصلاح نمی‌شود جز اینکه مسئولین اصلاح بشوند و مسئولین اصلاح نمی‌شوند جز اینکه مردم استقامت به خرج بدهند.» بعد از شهادت امیرالمومنین(علیه السلام)، امام حسن(علیه السلام) می‌خواست که معاویه را سرجای خودش بنشاند و وقتی به مردم این موضوع را گفتند که شما می‌خواهید بمانید یا بجنگید؟ مردم گفتند که در خانه‌هایمان می‌مانیم. پس وظیفه‌ی مردم نصیحت و خیرخواهی و مطالبه‌ی مدیریت جهادی است و در مرحله بعدی استقامت است. در اینجا تازه مدیریت جهادی شروع می‌شود. به عنوان مثال؛ یخ وقتی که شروع به آب شدن می‌کند، خیلی آرام تبدیل به آب و از یک گوشه‌ای از آن شروع می‌شود. پس به تعبیر سوره عصر افراد همه در خسران هستند و باید چهار ویژگی را داشته باشند؛ اولاً ایمان داشته باشند در ثانی عمل کنند و تواصی به حق و تواصی به صبر کنند. تواصی به حق یعنی مردم را همراه خود کردن؛ امروز دعوت به انتخابات تواصی به حق است و تواصی به صبر به تعبیر یعنی فرایند‌ها زمان‌بر است. من احساس می‌کنم بعد از پیروزی جریان انقلاب، برخی انقلابیون توقع این را داشته باشند که یک شب مشکلات مردم حل بشود.

در اینجا باید یک زنجیره‌ی جهادی از رهبری، رئیس‌جمهور، وزیر و… ایجاد بشود و هر کجا دچار نقض شد، این قابل قبول نیست. البته فضای کاری و سازمانی هم خیلی تأثیر دارد؛ بالأخره در فضای جنگ بدر، همه آمده بودند برای اسلام جان‌فشانی کنند ولی در جنگ احد یک عده‌ای دنبال غنائم بودند؛ در خط و جنگ هستند بالأخره یکی قتیل حمار و یکی قتیل راه خدا هست.

البته اگر مدیری جهادی بود و نتوانست ساختار را تغییر بدهد، بعد از رفتنش، ساختار دوباره سر جای خودش بر‌می‌گردد. لذا در پنج مرحله تمدن می‌بینید حضرت‌آقا می‌فرمایند: انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی و دنیای اسلامی؛ پس می‌بینیم ما باید نظامات خود را هم تغییر بدهیم تا به سمت تمدن اسلامی حرکت کنیم. لذا یکی از ویژگی‌های مدیر جهادی، شناسایی ساختار و سازماندهی ساختار به سمت مدیریت جهادی است. مثلاً وقتی بچه‌های جهاد سازندگی را در وزارت کشاورزی مستقرشان کردیم، به دلیل اینکه ساختار کارمندپرور بود، افراد را از روحیه جهادی خودشان دور کرد و در آنجا دیگر آن اثرگذاری را نداشتند.

  • آیا در بین کاندیداهای ریاست جمهوری سال1400 کسی هست که دارای روحیه جهادی باشد؟

بله؛ الحمدالله هستند عزیزانی که دارای روحیه جهادی باشند. مثلا: آقای جلیلی، آقای رئیسی، آقای زاکانی؛ بنده احساس می‌کنم که روحیه جهادی دارند؛ البته مقداری‌اش هم از روی آشنایی است. حالا شاید بقیه دارای روحیه جهادی باشند ولی مثلاً آقای رضایی مقداری از برادر محسن فاصله گرفته و به سمت دکتر رضایی رفته است؛ بالأخره برادر محسن زمان جنگ، با دکتر رضایی الآن متفاوت است و من احساس می‌کنم که یک مقداری سنگین شده است؛ طبیعی‌ هم هست چون ایشان چهل سال است که در کشور مسئولیت دارد البته ایشان انبوهی از تجربه‌ی نانوشته دارند که ما باید از این استفاده کنیم.

همیشه بنده یک نگرانی دارم که این روحیه‌ی جهادی در ساختار عریض و طویل دولت از بین برود و به تعبیر حضرت‌آقا که می‌فرمایند: «مسئولیت قوه قضاییه و دیگر نهاد در برابر دولت، چیزی نزدیک به صفر است.»

تغییر دادن ساختار خیلی سخت است و به گونه‌ای نبرد مردم سالاری دینی با بروکراسی است. خیلی ها تلاش‌کردن که جهاد را درست کنند ولی آن جهاد نشد و اگر ما بخواهیم آن را بازسازی کنیم، باید با مقتضیات سال 1400 هماهنگ باشد و این نکته هم بسیار مهم است که چگونه ما مدیریت جهادی را در سازمان‌های مختلف طراحی کنیم. مثلاً مدیر جهادی در دانشگاه چه می‌شود؟ در صداوسیما چگونه است؟ و…

این بحث‌ها خیلی کار دارند و نمی‌توان به راحتی از آن‌ها گذاشت و نیاز داریم که تلاش خود را انجام بدهیم و از خداوند بخواهیم که در این مسیر به ما کمک کند و واقعاً ما به تنهایی دست‌های‌مان خالی است.

یادداشت‌های مرتبط

0
مایل به شنیدن نظرات هستیمx
()
x