درس گفتار‌هایی پیرامون حکمرانی و کرونا

یک سری علوم، آزمایشگاهی هستند ولی یک سری علوم، که تجربی هستند اما در آزمایشگاه قابل بررسی نیستند. مثل نجوم که مثلا یک اتفاقی هر ۱۰۰ سال یکبار می‌افتد. به این علوم می‌گویند علوم رصدی.

علوم اجتماعی به کدام نزدیک‌تر است؟

علوم اجتماعی نه رصدی است و نه آزمایشگاهی. از طرفی هم رصدی است و هم آزمایشگاهی. اگر بخواهیم واقعا یکی را بگوییم، می‌گوییم به علوم رصدی نزدیک‌تر است. مثلا در علوم سیاسی نمی‌شود گفت که برای تحقیق و پژوهش، انتخابات برگزار کند؛ اما در رشته‌ی شیمی می‌تواند به آزمایشگاه برود و در آنجا آزمایش و بررسی کند. در این فضایی که علم رصدی شد وقایع خیلی برایش مهم می‌شود. مثلا اگر یک آتشفشانی که سی سال یکبار اتفاق می‌افتد اگر یک شیمیدان آن را ندید می‌تواند در آزمایشگاه آن را بسازد. اما در علوم اجتماعی این طور نیست. از این جا می‌شود پلی زد به این که باید بومی بودن آن را هم تحت نظر داشت. مثلا اگر در هند پلیس مردم را با چوب زد در ایران نمی شود آن را انجام داد. پس رصد خصلت بومی هم دارد.

علوم رصدی حول وقایع شکل می‌گیرند و ما اگر این وقایع را خوب ببینیم می‌توانیم آن چیزهایی که خوانده‌ایم را به محک بگذاریم. یکی از موضوعاتی که می توانیم به محک بگذاریم حکمرانی است.

باید دید این حکمرانی چیست؟

ما قبلا یک چیزی به نام اداره و دولت داشتیم که سیستم از بالا به پایین داشتند. بعدا آمدند گفتند که این دیگر کارایی ندارد و بحث کوچک سازی را مطرح کردند و به سمت کوچک سازی دولت ها پیش رفتند. خوب چه کسی جای دولت را می‌گیرد؟ بازار. دولت باید نظارت کند که بخش خصوصی رقابت کند. مقدس‌ترین امور در مدیریتِ بازارگرا همین رقابت است. بعدترها جریان حق خواهی به این سمت رفت که صدای دولت ضعیف‌تر شد. بازار در کنار سلبریتی‌ها به وجود آمدند. وقتی تحولات اتفاق می‌افتد الگوهای حکمرانی تغییر می‌کند و می‌بینید که بازیگران دیگری هم اضافه شده‌اند؛ مانند اِن‌جی‌او‌ها یا مساجد و هیئت‌ها که امروزه بسیار تاثیرگذار هستند. الان فضای رسانه‌ای دست صدا و سیما نیست. یا اقتصاد دست وزارت اقتصاد نیست. آن ترکیب اداره و بازار و بازیگران دیگر هم اضافه شده است و آن کسی که باید منافع عمومی را تضمین کند دولت است و باید الگوهای حکمرانی را درست بکند که این مصالح عمومی را حفظ کند.

خیلی فکر کردند. مثلا زمین بازی این الگوها کجاست؟ مثلا اگر در فوتبال، گرفتن با دست داشتیم دیگر این جذابیت را نداشتیم. این یک اصل است. یک سری مولفه‌هایی که اگر درست ساخته شوند حکمرانی را می‌سازند چه چیزهایی هستند. برآیند مقاله‌های در این زمینه به Good Governance یا حکمرانی شایسته رسیده است. حکمرانی خوب می‌گوید باید یک سری از اصول را رعایت کنیم تا به فلاح و رستگاری برسد. اصلی‌ترین اصلی که در دوران اداره بازار است رقابت و در کنار آن نظارت دولت است و البته بسیار به ان پایبند هستند.

حال یکی از اصول طلایی دوران حکمرانی شفافیت است. دومین آن پاسخ گویی است . سومین آن کارایی، مشارکت و بهره‌گیری از خرد عمومی. اسم این اصول را گذاشتند حکمرانی خوب.

برای ما به عنوان دانشجوی دانشگاه امام صادق، اولین گام این است که این ها را خوب بشناسیم. به این می گویند عمیق درس خواندن.

دومین سطح این است که در وقایعی مثل کرونا آیا واقعا این اصولی که گذاشته بودند و می‌گفتند که این‌ها اصول اصلی حکمرانی و درست حکمرانی کردن است واقعا این گونه بود؟ این تیپ ارزش‌ها ارزش نفسی نیستند یعنی به ذات خود ارزش ندارند و برای امر دیگری ارزشمند می‌شود. مثلا صداقت با همه‌ی تقدسی که دارد در مقابل ارزش والاتر مثل جان انسان‌ها کنار می‌رود.

ما در کرونا می‌بینیم بعضی که این دروس را خوب خوانده اند به گونه‌ای عمل می‌کنند که انگار این اصول خودشان ارزش هستند درحالیکه این‌ها برای این ارزشمند هستند که مصالح عمومی حفظ شود و وقتی که نمی شود، با آن خداحافظی خواهیم کرد. مثلا کشوری مانند سوئد به عنوان یکی از بهترین کشورها در عرصه‌ی Good Governance می‌گوید آمار دقیق کرونا را افشا نمی‌کند. سوال می شود چرا آمار دقیق را منتشر نمی‌کند؟ مثلا می‌گویند که اگر آمار دقیق منتشر شود منجر به رعب عمومی می‌شود و این باعث ضعف سیستم ایمنی بدنی می‌شود.

پس دانشجوی دانشگاه امام صادق باید ببیند از دیدگاه اسلامی اصول Good Governance چیست؟ من به عنوان یک مسلمان بین این اصول کدام را انتخاب می‌کنم؟ مثلا دو چیز که در دنیا با هم در تقابل و چالش هستند اقتصاد و سلامت است . اگر بازگشایی انجام دهیم چند نفر به جانباختگان اضافه می‌شود و اگر باز نکنیم دولت دیگر نمی‌تواند پول بدهد. از دیدگاه اسلامی کدام را انتخاب می‌کنید درحالیکه برای این تصمیم باید روز قیامت پاسخگو باشید. پس یک الگوی اسلامی ایرانی لازم است که این سوالات را پاسخ دهد. این که ایرانی باشد برای این است که مثلا در آمریکا مردم انتظار ندارد دولت در بلایای طبیعی کمک کند اما در ایران برعکس است چرا که نقش دولت در ذهن مردم در ایران با آمریکا و آلمان متفاوت است. این باورها را نمی‌شود کنار گذاشت پس یک الگوی مخصوص بوم خودمان می‌خواهیم.

با همه‌ی این حرف‌ها حکمرانی چند درصد ایرانی اسلامی است؟ مقدار بالایی.

وقایع چقدر اهمیت دارند؟

ارزش‌ها چقدر به ذات اهمیت دارند؟

پاسخ به این سوالات مواردی است که کرونا درباره‌ی حکمرانی به ما یاد می‌دهد.

0
مایل به شنیدن نظرات هستیمx
()
x