اقتصاد ایران و مسأله کرونا

شروع اپیدمی و پاندمی یک شوک منفی برای اقتصادهای دنیا ایجاد کرد. برای برآورد میزان خسارت‌ها باید به تحلیل اقتصادی کرونا بپردازیم.

ویژگی‌های بحران:

  • درگیری بیشتر کشورها مخصوصا توسعه یافته‌ها. ۶۰٪ اقتصاد دنیا درگیر است.
  • بحران‌های قبلی، بحران‌های یک طرفه بود یعنی یا جانبه‌ی تقاضا بود یا جانبه‌ی عرضه؛ ولی این بحران هر دو جنبه را درگیر کرده است.
  • همه‌ی افراد بشر چه سالم‌ها و چه بیماران را درگیر خودش کرده است.

برای فهم اثرات بر اقتصاد ایران بهتر است پیش زمنیه‌ای از اقتصاد ایران داشته باشیم.

درگیری ده ساله با تحریم‌های سنگین. رشد اقتصادی تقریبا صفر بوده و سرمایه گذاری خالص تقریبا منفی بوده است. هم اکنون در شرایط تحریمی هستیم و از تورم بالا به خاطر شوک دور دوم تحریم‌ها رنج می‌بریم.

ساختار کلی اقتصاد:

  • خانوارها: مصرف منابع خود برای خرید از بنگاه‌ها و پس انداز بخشی از آن
  • بنگاه‌ها
  • دولت: در بین خانوارها و بنگاه‌ها نقش واسطه‌ای دارد و از آن‌ها مالیات می‌گیرد.

در بحران کرونا همه‌ی ابعاد این ساختار دچار مشکل شده‌اند. در پایان سه بخش مذکور مهم‌ترین بخش خانوار است که همه‌ی ابعاد اقتصاد و تحلیل‌های ما سوار بر کارکرد خانوار است.

خانوار:

  • کمترین تاثیر گذاری برای کسانی است که به نحوی درآمد ثابت دارند.
  • بیشترین تاثیر و فشار را افراد روزمزد تحمل می‌کنند.
  • در اقتصاد می‌گوییم خانوارها در مقابل کاهش درآمد رفتارهای متفاوتی دارند.
  • اگر بحران را بلند مدت فرض نکنند در این شرایط خانوارها به سمت کاهش پس اندازها می‌روند و جریان مصرف را ثابت نگه می‌داند. اگر بحران را بلند مدت فرض کنند به سمت ذخیره‌ی احتیاطی می‌روند و کاهش تقاضا ایجاد می‌شود.

بنگاه‌ها:

  • تقاضا: وقتی بحران شروع می‌شود موج اول کاهش تقاضا به صنایعی می‌خورد که بیشترین تعامل را با مردم دارند و معمولا سرمایه‌بر نیستند و بر پایه‌ی اشتغال و کار هستند و حدود ۵۰٪ از جی‌دی‌پی ما را هم این‌ها ایجاد می‌کنند.

در موج دوم وقتی به سمت قرنطینه‌ی بیشتر می‌روند مردم، تقاضای خود را برای موارد غیر ضروری مثل عمل‌های زیبایی کاهش می‌دهند.

موج سوم از کاهش تقاضا، برآمده از دو موج اول است. به صورت زنجیره وار در سایر بخش‌ها این کاهش تقاضا را احساس می‌کنند.

  • عرضه: ممکن است کاهش پیدا کند.

مسیرهای کاهش:

  • به خاطر اختلال در تولید در خود بنگاه
  • اختلال در زنجیره‌ی تامین به خاطر عدم واردات یا…
  • محدودت‌های بانکی و مالی؛ چرا که سرمایه‌ها به سمت سلامت می‌روند.

دولت (اقتصاد کلان)

  • پرداخت اضافه کار
  • هزینه‌های درمان
  • هزینه‌های نظافتی

سوال مهم: کرونا شوک گذرا یا بحران ماندگار؟

دلیل این پرسش این است که نسخه دهی ما به آن وابسته است.

  • کوتاه مدت: پس از مدتی تقاضا یک فصل یا دو فصل به تعویق می‌افتد و اثر کرونا از بین می‌رود.
  • بلند مدت: اثرات اقتصادی به سمت ماندگاری پیش خواهد رفت. به نظر می‌رسد که هیچگاه به دوران قبل از کرونا بر نخواهیم گشت و یک تغییری در اقتصاد ما ایجاد می‌شود و اگر نتوانیم این را بفهمیم نمی‌توانیم درست عمل کنیم. انگاره‌های افراد تغییر می‌کند مثلا اگر شیوع کاهش پیدا کند باز به استخر نمی‌روند و این تفاوت انتظارات و نگاه مردم به مسئله باعث تغییر ساختار تقاضا و سبک زندگی می‌شود. باعث می‌شود که وقتی رفتار اقتصادی مردم تغییر کرد مواردی مانند رفاه اقتصادی تغییر می‌کنند. به خاطر همین ساختار تقاضا تغییر می‌کند و در نتیجه‌ی آن ساختار اقتصاد تغییر می‌کند. از طرفی مدل‌های شیوع دانش تغییر می‌کند. کشورها به سمت تشکیل زنجیره‌های ارزش در داخل کشور خود می‌روند و به جای تجارت بین الملل به داخل نگاه بیشتری می‌کنند.

نکته‌ی دیگر اینکه بیشترین اثر این بحران روی ضعیف‌های اقتصاد بوده است. چه ضعیف بنگاه و چه ضعیف خانوار. اثری داریم به نام مَتیو (Matthew effect) یعنی ضعیف‌ها ضعیف‌تر و قوی‌ها قوی‌تر می‌شوند.

چه باید کرد؟

به ساختاری که در ابتدا گفتیم بر می‌گردیم. اگر خانوارها توان خرید نداشته باشند دولت باید با کاهش مالیات به آن‌ها و تقاضای آن‌ها کمک کند و همینطور بنگاه‌ها. دولت نقش روغن کاری در چرخه‌ی اقتصادی را دارد که باعث جبران کاهش سرعت آن‌ها شود. حتی اگر این‌ها جواب نداد مستقیما وارد شود و خودش مصرفش را بالا ببرد. در جاهایی می‌توانیم مداخله مستقیم کنیم مانند جایی که بنگاه‌ها توان سرمایه گذاری ندارند خود دولت سرمایه گذاری کند یا اگر بنگاه مشکلاتی در زنجیره دارد دولت می‌تواند با برداشتن تعرفه‌ها و انحصارها کمک کند (سیاست‌های حمایتی را می‌توانیم به کار ببریم).

وظایف دولت:

  • خدمات پایه مانند آب
  • نظام بهداشت و درمان
  • صنایع تولید کننده محصولات پایه
  • حمل و نقل
  • نظام مدیریت اطلاع رسانی و حمایت‌های روحی

البته باید با سیاست‌های پولی مالی، تجاری و حمایتی را همزمان به کار ببرد. که می‌بینیم بسته‌ی حمایتی دولت ارائه داد.

نیاز است که در هر صنعت مسئله‌ی خودش را در نظر گرفت و نوع حمایت کاملا متفاوت خواهد بود.

وقتی صنعتی دچار بحران می‌شود برای برگشت پروسه‌هایی دارد و باید سیاست‌ها براساس این پروسه‌ها باشد مثلا در مرحله‌ی ریکاوری یک سری سیاست‌هایی خاص باشد که متاسفانه در ایران این دیده نمی‌شود که متناسب با پروسه یا صنعت تصمیم گیری سیاستی انجام شود.

الزامات سیاست‌های حمایت از خانوارها:

  • سیاست‌های پول پاشی هلیکوپتری واقعا جواب نمی‌دهد. سیاست‌های همدلی در کوتاه مدت جواب می‌دهد.؛چرا که بر مبنای یک سامانه‌ی اطلاعاتی دقیق نیست. ممکن است یک خانواده ۱۰ بسته دریافت کند و دیگری هیچ چیزی دریافت نکند. به قولی در اقتصاد موشک نقطه زن حمایتی نداریم.
  • حمایت‌های آزاد می‌کنیم نه مشروط. ما حتی از ظرفیت سیستم بهداشتی خودمان برای تولید درست استفاده نکرده‌ایم.
  • سیاست‌های حمایتی در سطح خانوار و صنعت باید نگاه بلند مدت و میان مدت داشته باشند.

الزامات مدیریت کنترل یا مهار بحران گفته شد؛ اما می‌طلبد که ما فعال شویم و کار کنیم و بحران را به فرصت تبدیل کنیم و این مسئله‌ای است که نیازمند فکر است. بیشترِ جهش‌های دنیا در شرائط بحرانی ایجاد شده است و ما باید برای آن تلاش کنیم.

0
مایل به شنیدن نظرات هستیمx
()
x