ظرفیت سیستم بهداشت و درمان کشور در مقابله با کرونا

نظام سلامت دارای اجزاء و زیر حوزه‌هایی است.

بخشی از نظام سلامت، بیماران و سایر دریافت کنندگان خدمات هستند که به نحوی همه جمعیت یک جامعه را در بر می‌گیرد حتی کسی که یک بار واکسن زده یا خدمات آموزش عمومی سلامت را دریافت کرده است.

جزء دیگر نظام سلامت، ارائه کنندگان خدمات هستند یعنی کسانی که در بیمارستان‌ها و مطب‌ها و کلینیک‌ها مشغول ارائه خدمات هستند مثل پزشکان، پرستاران و تمام کادر بهداشت و درمانی.

بخشی دیگر پرداخت کنندگان خدمات هستند یعنی کسانی که برای خرید خدمت، واسطه‌گری می‌کنند مثل بیمه که حق بیمه‌ای از مردم دریافت می‌کند و مقداری هم از دولت می گیرد و از مراکز درمانی خدمات درمانی می‌خرد. از طرفی بخشی به نام صنعت دارو و تجهیزات پزشکی داریم که می‌توانیم آن را به دو قسمت تقسیم کنیم: تولید و واردات دارو، پخش و توزیع دارو.

بخشی دیگر تنظیم‌گرها هستند که مقرراتی را تنظیم می‌کنند یا نظارت می‌کنند و این‌ها یک نگاه حاکمیتی به این حوزه دارند مثل وزارت بهداشت که مهم‌ترین مصداق تنظیم‌گر این حوزه می‌باشد.

بخشی دیگر آموزش دهندگان نیروی انسانی هستند که مهم‌ترین مصداق آن دانشگاه‌های علوم پزشکی هستند.

در قرن‌های گذشته برای عملیات تشخیص و درمان دو رکن نیروی انسانی و دارو را داشتیم؛ اما اخیرا پایه دیگری به نام تجهیزات پزشکی در حوزه درمان نقش بیشتری پیدا کرده است. نقش تجهیزات پزشکی در حوزه درمان دارد کم کم پررنگ می‌شود طوری که جایگزین نقش پزشک می‌شود.

تجهیزات پزشکی به وسایل و لوازمی گفته می‌شود که به منظور تشخیص، پیگیری، رصد و درمان به کار می‌رود. بخش عمده حوزه تجهیزات در ایران واردات است و مربوط به شرکت‌های خصوصی؛ اما در حوزه دارو شرکت های بزرگ تولیدی داریم که عموما در اختیار بخش عمومی یا دولتی هستند.

حوزه دارو به سه دسته داروهای شیمایی، داروهای زیست فناوری (بیوتکنولوژیک) و داروهای گیاهی تقسیم می‌شوند که بزرگترین بازار در اختیار داروهای شیمیایی است. در این حوزه سه هلدینگ بزرگ داریم: هلدینگ بنیاد برکت، هلدینگ بانک ملی و هلدینگ تامین اجتماعی که بالای ۹۰٪ حوزه دارو را در اختیار دارند.

گفته می‌شود در حوزه دارو خودکفا هستیم. از لحاظ مقداری حدود ۹۰٪ درصد مصرفمان داروهای تولید داخل است؛ اما از لحاظ ارزش دلاری یا ریالی نسبت داروی تولید داخل به وارداتی ۵۵ به ۴۵ است. عمده داروهای وارداتی، داروهای خاص برای بیماری‌های خاص هستند که در صورت تحریم در این حوزه دچار مشکل می‌شویم.

بخش دارو در دنیا و در ایران جزو فساد خیزترین بخش‌ها در نظام سلامت به حساب می‌آید؛ بطوری که در سایت‌های آمریکایی مبلغ پورسانتی که به پزشکان از طرف شرکت‌های تولید دارو پرداخت می‌شود تا داروهای آن‌ها را تجویز کنند قابل مشاهده است.

خوشبختانه در ایران چون شرکت‌های دارویی، دولتی هستند این رانت جدی وجود ندارد؛ اما دارو به این سمت حرکت می‌کند و یکی از خطرات جدی که می‌تواند آینده نظام سلامت را تهدید کند تسلط و سیطره شرکت‌های دارویی است.

آموزش در بخش نظام سلامت متفاوت با آموزش در حوزه‌های دیگر است. دانشجوی دیگر در چند مقطع تحصیل می‌کند و بعد، از این نظام آموزشی جدا می‌شود و به سراغ بازار کار می‌رود؛ اما در دانشگاه‌های علوم پزشکی از وقتی که وارد می‌شود ارائه خدمت با آن گره می‌خورد. در این حالت دانشجو به جای دانش آموختن، متولی یا کارگر نظام ارائه خدمتی می‌شود که در آن نه اخلاق ارائه می‌شود و نه حقوق داده می‌شود. آموزش در حاشیه برده و پژوهش و سلامت در این فضا ذبح می‌شود و پزشک سالاری در این ساختار حاکم شده است و تعارض منافع بروز می‌کند.

بودجه ریزی و تامین مالی در نظام سلامت نیز کاملا متفاوت است. وزارت بهداشت بودجه برای دانشگاه ها تعیین می‌کند  و دانشگاه‌ها نیز بودجه برای بیمارستان‌ها ( چون بیمارستان‌ها زیر نظر دانشگاه‌ها هستند)؛ اما بخش قابل توجهی از پول بیمارستان‌ها توسط مردم یا بیمه‌ها یا دولت تامین می‌شود. اگر  ۱۰۰ واحد به بیمارستان پرداخت کنیم، ۶۰  واحد آن به عنوان کارانه متعلق به پزشک است و ۴۰ واحد باقی مانده آن بین سایر بازیگران تقسیم می‌شود. به همین خاطر بخش بیمارستانی بیشتر میل به خدمات درمانی دارد و هرچه پزشک و بیمارستان ویزیت بیشتری داشته باشند موفق‌تر هستند. کادر درمانی و وزارت بهداشت نیز از این موضوع رضایت دارند؛ اما در بحران کرونا که پزشکان نمی‌توانند پول بگیرند متضرر می‌شوند، برای همین سعی می‌کنند از بودجه دولت و از بودجه‌ای که حضرت آقا رضایت دادند استفاده کنند.

در حدود سال ۱۹۶۰ اتفاقی در چین کمونیست افتاد به نام پزشک پابرهنه. آن موقع وضع بهداشت و درمان چین به شدت وخیم بود به طوری که رفتگرها هر روز وقتی زباله ها را جمع می‌کردند تعدادی جنازه هم از کنار سطل زباله ها جمع می‌کردند. چین ادعایی کرد به نام پزشک پابرهنه به این معنا که نیازی نیست برای ارتقای سطح سلامت مردم، افرادی را به اسم پزشک تربیت کنیم که چندین سال درس بخوانند و در نهایت داخل شهر مشغول شوند و روستاها بدون ارائه خدمت باقی بمانند؛ بلکه می‌توانیم با یک آموزش مختصر بهداشتی سطح سلامت مردم را ارتقا بدهیم. این یک ایده علوم انسانی بود. از آن موقع شاهد حرکت جدیدی به اسم PHC بودیم که در ایران نیز وارد شد و به اسم بهورز در روستاهای مختلف اجرا شد. بهورزها در خانه‌های بهداشت مدتی تحصیل می‌کنند و با همین مدت کمِ آموزش در روستاها وارد می‌شوند و سطح سلامت کشور ما را به شدت ارتقا دادند به طوری که در دهه ۶۰  با وجود مشکلات فراوان در کشور، جهش را در سلامت می‌بینیم؛ اما بعدا که بودجه‌های کلانی را در سیستم بهداشت و درمان هزینه می‌کنیم این اتفاق نمی‌افتد.

شبکه بهداشت هم فرصت است و هم تهدید. در بحران باید ظرفیت خود را بسنجیم و آن را بسیج کنیم و از علوم انسانی در حوزه‌های مختلف استفاده کنیم. اگر علوم انسانی می‌خواهد موثر باشد باید وارد عرصه عمل شود. برای تولید علم اسلامی باید به مسئله و فضای واقعی نزدیک شویم و با کلیات گویی، مسئله‌ای از نظام حل نمی‌شود.

0
مایل به شنیدن نظرات هستیمx
()
x